X
تبلیغات
رایتل
 
متولد مهر (دخمه ای برای همدلی)
"خرد" از آن کسی است که بیاندیشد.
صفحات وبلاگ
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان

 

 

Let Me In (2010) - Movie Poster

 
 

 

 

عوامل فیلم: 

 

ژانر : درامف فانتزی، ترسناک

کارگردان : Matt Reeves

نویسنده : Matt Reeves , John Ajvide Lindqvist

بازیگران : Kodi Smit-McPhee _ Chloe Moretz _ Richard Jenkins

ناشر: Overture Films

تاریخ اکران : 25Deceber , 2010

زمان فیلم : 119 دقیقه

زبان : انگلیسی

درجه سنی : R 

  

خلاصه داستان :  

خون آشامی خردسال به نام  (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند.... 

   

درباره فیلم: 

 

حکایت عشق آدمیزاد به دیو و یا برعکس، حکایتی زیبا و قدیمی است و در ادبیات عامیانه و کلاسیک بسیاری از ملت ها از جمله ادبیات فارسی بارها روایت شده است. 

این عشق عجیب و غیرمتعارف اما دستمایه رمان ها و فیلم های مدرن نیز بوده و بگذار وارد شوم (کارگردان مت ریوز) نمونه تازه ای از این شیدایی غریب بین دو کودک، یکی از جنس آدمیزاد و دیگری از خانواده خون آشام هاست.  

در تاریخ سینما کمتر اتفاق افتاده که فیلمی در فاصله دو سال دوباره ساخته شود. بگذار وارد شوم، نسخه آمریکایی فیلم سوئدی ترسناک آدم درست را راه بده ساخته توماس آلفردسون است که در سال 2008 ساخته شد و موفقیت زیادی کسب کرد.  

هر دو فیلم بر اساس کتابی به نام آدم درست را راه بده از نویسنده سوئدی جان اجوید لیندکویست، ساخته شدند و نسخه فعلی تقریبا بازسازی نعل به نعل فیلم سوئدی است با این تفاوت مهم که داستان فیلم جدید در دهه هشتاد در مکزیکوسیتی می گذرد، در منطقه ای از نیومکزیکو که همه از آن فراری اند و کسی به آنجا کوچ نمی کند.  

آنچه این فیلم را در میان فیلم های ژانر وحشت از نوع داستان های مربوط به خون آشام ها (ومپایرها) متمایز می سازد، وجود خون آشامی خردسال (ابی) است که از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. 

او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند. تنها سرگرمی پسرک، همانند شخصیت فیلم پنجره رو به حیاط هیچکاک، دید زدن خانه های همسایه با دوربین است اما ورود دخترک خون آشام، زندگی او را دگرگون می کند.  

اوئن که هنوز از ماهیت دخترک همسن خود خبر ندارد، به تدریج با او رابطه برقرار کرده و عشق عمیقی بین این دو به وجود می آید. اوئن از ظاهر و رفتار عجیب و غریب ابی، می داند که او دختری معمولی نیست. ابی حتی در صحنه ای به او می گوید که من دختر نیستم و نمی توانم دوست پسرت باشم. اما اوئن تا لحظه ای که بوی خون انگشت او به مشام ابی نخورده و باعث تحریک او نشده، نمی داند که معشوق او یک خون آشام است. 

خون آشام فیلم بگذار وارد شوم، با دراکولا و همه ومپایرهای رنگارنگ دیگر تاریخ سینما متفاوت است. او برخلاف آنها، ظاهر معصوم و رقت انگیزی دارد. ما نیز همانند اوئن با دیدن ظاهر ژنده اش و هنگامی که پابرهنه در میان برف راه می رود یا تنها در سرمای شب وسط حیاط می نشیند، دلمان برایش می سوزد چون هنوز نمی دانیم او چه موجود درنده و هولناکی است که می تواند مثل دوالپا در گوشه ای کمین کرده و ناگهان بر روی شانه قربانی اش بجهد، دست ها و پاهایش را دور بدن او حلقه کند و رگ گردنش را در چشم به هم زدنی با دندان پاره کرده و خونش را بمکد.  

وقتی اوئن او را با خود به گردش می برد و برایش شکلاتی را که دوست دارد می خرد، او که جز خون خوراک دیگری نخورده، از خوردن شکلات حالش به هم می خورد.

فیلم چیز زیادی درباره گذشته ابی خون آشام به ما نمی گوید. او مانند شبحی در تاریکی از راه می رسد و مدتی را در همسایگی اوئن می ماند و بعد از اینکه همراه و خدمتکارش را از دست می دهد، شبانه از آنجا می رود. 

ابی با اینکه خون آشام است اما آزارش به اوئن نمی رسد و حتی از او در مقابل هم کلاسی های مردم آزارش، حمایت می کند. به همین دلیل، زمینه اصلی ترس فیلم که قرار گرفتن شخصیت محوری (قهرمان داستان) در موقعیت دلهره انگیز و هولناک است، از بین می رود.

بگذار وارد شوم، بیشتر از آنکه فیلمی ترسناک باشد، تریلری روانکاوانه است. در واقع جز چند صحنه شوک آور و هیجان انگیز، هیچ صحنه ترسناکی از نوع متعارف ژانر فیلم های ومپایر در فیلم وجود ندارد.  

دوال‌پا در افسانه‌های ایرانی این‌گونه توصیف شده: موجود به ظاهر بدبخت و ذلیل و زبونی است که به راه مردمان نشیند و نوحه و گریه آن‌چنان سر دهد که دل سنگ به ناتوانی او رحم آورد. چون گذرنده‌ای بر او بگذرد و از او سبب اندوه بپرسد گوید: بیمارم و کسی نیست مرا به خانه‌ام که در این نزدیکی است برساند. و عابر چون گوید: بیا تو را کمک کنم. دوالپا بر گردهٔ عابر بنشیند و پاهای تسمه‌مانند چهل‌متری خود را که زیر بدن پنهان کرده بود گشوده گرداگرد بدن عابر چنان بپیچد و استوار کند که عابر را تا پایان عمر از دست او خلاصی نباشد.  

اوئن کودکی تنها و خجالتی است که با محیط خود احساس بیگانگی می کند. کانون خانوادگی او سرد و غمزده است، در مدرسه از طرف همسالانش به شدت تحقیر شده و مورد شکنجه و آزار قرار می گیرد و هیچ رابطه سالمی با همسایگانش ندارد. به همین دلیل، عشق و دلبستگی او به ابی خون آشام، و درنهایت تصمیم او برای ماندن در کنار او، کاملا معقول و طبیعی است. 

مت ریوز با پرهیز از نمایش چهره مادر اوئن و بسنده کردن معرفی پدرش تنها از طریق صدای تلفنی، تمام تاکیدش را روی شخصیت پردازی اوئن و دوست خون آشامش گذاشته است.

رنگ های چرک و مرده و فضاهای سرد و یخ زده، تناسب خوبی با موقعیت روحی و روانی شخصیت های انسان گریز و آسیب پذیر فیلم دارند. 

حرکت های جهشی عجیب ابی، بالا رفتن تند و تیز او از درخت و ساختمان ها و پرش دوالپا وار او همه به بهترین شکلی با استفاده از تکنیک ها و جلوه های ویژه دیجیتال سی جی آی اجرا شده اند.

یکی از صحنه های درخشان فیلم لحظه ای است که کارآگاه پلیس (با بازی خوب الیاس کوتیس) مورد حمله ابی واقع می شود و ابی با خشونت و درنده خویی هولناکی رگ گردن او را پاره کرده و شروع به خوردن خون او می کند. 

در این هنگام اوئن را می بینیم که در اتاق دیگر ایستاده و این منظره هولناک را نگاه می کند. کارآگاه پلیس بی نوا ملتمسانه دستش را به سمت اوئن برای کمک دراز می کند اما اوئن پس از اندکی تردید، به جای کمک به او در را می بندد و با این کار در واقع به ما می گوید او انتخابش را کرده است و بین انسان ها و خون آشام ها، هیولا را برگزیده است.

در صحنه دیگری او با دعوت از ابی برای ورود به آپارتمان اش، در واقع خود را تسلیم خون آشام کرده و وارد دنیای او می شود (مرتبط با عنوان فیلم) و ما می دانیم که او باید از آن پس همان نقشی را برای ابی خون آشام اجرا کند که خدمتکار سابق اش (با بازی ریچارد جنکینز) سال ها بازی کرده، یعنی قصابی آدم های بیگناه و جمع کردن خون آنها برای ابی تشنه خون. 

رنگ های چرک و مرده و فضاهای سرد و یخ زده، تناسب خوبی با موقعیت روحی و روانی شخصیت های انسان گریز و آسیب پذیر فیلم دارند

اینکه فیلمی در حد نسخه ارژینال خوب باشد البته امتیاز کمی نیست اما سوال این است که واقعا چه ضرورتی دارد که فیلمی را که آن قدر خوب ساخته شده، دوباره سازی کرد. حالا بیشتر منتقدان آن را با نسخه اصلی مقایسه می کنند و می نویسند که در حد آن خوب است یا به پای آن نمی رسد. 

مشکل اساسی فیلم این است که از زمانی که هویت ابی بر ما برملا می شود، دیگر هیچ رمز و رازی در فیلم باقی نمی ماند و تنها تعلیق ناشی از کشمکش میان ابی و اوئن است که فیلم را تا آخر نگه می دارد.

به علاوه پرداخت شخصیت ابی به گونه ای است که سیمای خون آشام معصوم را به او داده. موجود مفلوکی که سرنوشت اش این گونه رقم خورده که از نظر فیزیکی و ذهنی منجمد شده و در کالبد کودک دوازده ساله ای باقی بماند و همچون خفاشان از نور گریزان باشد و از خون مردمان بی گناه تغذیه کند. 

می توان از بازی های خوب کودی اسمیت مک فی در نقش اوئن و کلونه مورتز در نقش ابی و طراحی صحنه های ترسناک و تعلیق و ریتم فیلم ستایش کرد اما در بهترین حالت نیز، این فیلم، تنها نسخه دوباره سازی شده، یک فیلم وحشتناک خوش ساخت دیگر است.

فیلم البته علاوه بر لایه ظاهری ترسناکش، معناهای پنهان و استعاری هم دارد چرا که در دهه هشتاد آمریکا اتفاق می افتد، در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان که تصویر او از تلویزیون پخش می شود که از پروژه جنگ ستارگانش حرف می زند، در زمانه ای که ملت آمریکا گرفتار بحران اقتصادی و یاس عمومی است و ابی خون آشام که برای رهایی اوئن از راه می رسد، استعاره ای از آن فانتزی رهایی بخش است که این بار در قالب هیولا و کودکی خون آشام ظاهر شده است.


منتقد : پرویز جاهد 

منبع: نقد فارسی  

 

 

Let Me In (2010)

 

 

Let Me In (2010)

 

 

Let Me In (2010) 
 
 
Let Me In (2010) 
 
Let Me In (2010) 
 
Let Me In (2010) 
 
آمار وبلاگ
مکان یاب
فال حافظ
سخنان جالب