X
تبلیغات
رایتل
 
متولد مهر (دخمه ای برای همدلی)
"خرد" از آن کسی است که بیاندیشد.
صفحات وبلاگ
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
جمعه 24 دی 1389 :: 08:01 ب.ظ ::  نویسنده : مجتبی

 

 

راما کریشنا تعریف می کند که مردی می خواست از رودی بگذرد که استاد بیبهی شانا نزدیک شد ، نامی را بر روی کاغذ نوشت و آن را بر پشت مرد چسباند و گفت : 


(( نگران نباش . ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی . اما هر لحظه ایمانت را از دست بدهی ، غرق خواهی شد .)) 


مرد به بیبهی شانا اعتماد کرد و پایش را بر آب گذاشت و به راحتی پیش رفت . اما ناگهان هوس کرد ببیند که استاد بر کاغذی که به پشت او چسبانده چه نوشته است . 


آن را برداشت و خواند : (( ایزد راما ، به این مرد کمک کن تا از رود بگذرد.)) 


مرد فکر کرد : همین ؟ این ایزد راما اصلا کی هست ؟ 


در همان لحظه ، شک در ذهنش جای گرفت ، در آب فرو رفت و غرق شد.

 


  
آمار وبلاگ
مکان یاب
فال حافظ
سخنان جالب