X
تبلیغات
رایتل
 
متولد مهر (دخمه ای برای همدلی)
"خرد" از آن کسی است که بیاندیشد.
صفحات وبلاگ
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
نویسندگان
دوشنبه 22 آذر 1389 :: 04:00 ب.ظ ::  نویسنده : حسین

 

 

Iran_eshgh

 

 

 

پادشاه ایران زمین پاکور (دوم) فرزند بلاش یکم و بیست و سومین پادشاه اشکانی

به تندی با ارتشدار خود برخورد کرد و گفت : چرا به یکی از مخالفین روم

(نرون قیام کننده در امپراتوری روم) اجازه ورود به ایران و تیسفون

( پایتخت ایران زمین ) را دادید ؟  

من و رومی ها با هم پیمان بسته ایم که به مخالفین هم پناه ندهیم .


 

ارتشدار گفت : اما آنها به مخالفین ما کمک می کنند .


 

پاکور در حالی که برافروخته بود گفت :

آنها پستی خویش را به نمایش می گذارند ،

 اما پیمان یک اشک (لقب پادشاهان اشکانی) نباید به ننگ کشیده شود . 

 شما باید به آن فرد مخالف کشور روم ، در مرز می گفتید به جای دیگری برود .  

اما امروز مجبورم به خاطر شرافتمان این مخالف دولت روم را به کشورش برگردانم .


ارتشدار گفت : اما امپراتوری روم به خون ما تشنه است...

 

 


پادشاه ایران زمین گفت:

 

 ما ایرانی ها تشنه امنیت ، راستی و درستی هستیم

و بر پیمانهای خویش استوار خواهیم بود .

 

ما ترسی از امپراتوری روم نداریم و می توانیم همانند همیشه شکستشان دهیم 

 اما این راهکار کشورداری نیست ما باید امنیت را تقویت کنیم

 نه دست اندازی و دشمنی را ...

 


شاید برای ارتشدار ، سخنان پاکور امپراتور کشورمان چندان هوشیارانه نبود ،

اما پاکور به ارزش پیمان خویش باور داشت . 

 

بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید :

 (برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو) .

 

و براستی پاکور نماد چنین فرهمندی بود .


در طی سی سال پادشاهی پاکور دوم بر امپراتوری ایران زمین 

 جنگی بین ایران و روم رخ نداد 

 و مردم در شادی و امنیت زیستند ...

 

 

آمار وبلاگ
مکان یاب
فال حافظ
سخنان جالب